ابراهيم عاملي ( موثق )
258
تفسير عاملي ( فارسي )
است و به آب نزديكتر هستيم منزل كنيم . پيغمبر ( ص ) هم پذيرفت . پس نتيجه آن است كه مقصود از جمله ى * ( ( وَشاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ ) ) * راهنمائى پيغمبر است و مسلمين كه در كارشان از فكر يكديگر استمداد و استفاده كنند و در نظر آنها آن روز و امروز هم در نظر ما واضح است كه آنچه در قرآن است و وحى به پيغمبر شده است قابل ترديد و اظهار نظر نيست و در اين جمله با كلمه ى « الامر » فهمانده شده است آنچه مربوط به خود شما است نه آنچه از قرآن و وحى است . 2 - مسئله ى توكّل كه حكاياتى هم بمناسبت آن نقل كرديم نه مقصود بيكار نشستن و وسائل از دست نهادن است زيرا : توكّل سپردن و واگذار كردن كار است به ديگرى و انسان پس از ايمان بيك قدرت بىآغاز و انجام ناچار در برابر آن تسليم و سر سپرده است و در هر كجا كه نام توكّل برده شده است مقصود كمال ايمان است كه هر چه ايمان قوىتر است تسليم بيشتر است و مناسب با همان ايمان انجام وظائف و جنبشهاى زندگى بيشتر است . و در حقيقت توكّل بر خدا غير از توكّل بر مردم و ديگر چيزها است زيرا خدا كه ما فقطَّ از او قدرت را ميدانيم و بس به انسان هم از آن بهره اى داده است كه با قدرت فكرى و عضلات و پاره هاى بدن خود كار انجام ميدهد پس توكّل بر خدا يعنى اطمينان به همان قدرت كه خدا به انسان داده است و اين خود بالاترين شخصيّت و وسيله ى پيشرفت است براى انسان . مثنوى در حكايت شير و نخجير گفته است : گفت آرى گر توكّل رهبر است اين سبب هم سنّت پيغمبر است گفت پيغمبر به آواز بلند با توكل زانوى اشتر ببند رمز الكاسب حبيب اللَّه شنو از توكل در سبب غافل مشو رو توكّل كن تو با كسب اى عمو جهد ميكن كسب ميكن مو بمو جهد كن جهدى نما تا وارهى ور تو از جهدش بمانى ابلهى صفيعليشاه در تفسير اين آيه گفته است : عزم چون كردى توكّل كن بحقّ بى توكّل نيست عزمى بر نسق